خرید بک لینک
نزدیکترین ارتباطی که در سال جاری با ماه رمضان داشتم اینه که 3 روز پیش هوس بامیه کردم و موقع برگشت به خونه نیم کیلو بامیه از شیرینیفروشی خریدم و البته دیشب هم خالم یه ظرف شله زرد آورده خونهمون. تداخل روزهای عید با ماه رمضان اتفاق جالبی بود که امسال رخ داد و تا چشم کار میکرد همه همدیگه رو به صرف نهار دعوت میکردن. از گفتن توضیحات بیشتر خودداری میکنم برای امنیت وبلاگ!اما با اینکه احتمالا قبلا هم اینو گفتم، باز هم مجدد تکرار میکنم که روزه گرفتن سادهتر از تظاهر به روزه بودن در محیطیه که دیگران روزهن و تو روزه نیستی!

برچسب: نویسنده: مهدی امینی تاريخ: دوشنبه 21 فروردين 1402 ساعت: 11:00

یک ماه اخیر برای من با نوسانات فکری و احساسی زیادی همراه بوده. یک روز سرشار از امیدواری و روز بعد در قعر ناامیدی. اما از تجربیات این چند مدت اگر بخوام بگم اینه که یه هاست یکساله خریدم و طراحی سایت با وردپرس رو شروع کردم. با مفاهیم اولیهی Elementor و طراحی صفحات به کمک این افزونهی خفن آشنا شدم. هرچند که هنوز موفق نشدم یک صفحهی کامل رو طراحی کنم اما برای شروع کارم بد هم نبوده. بعد از بررسی چند ایده، همزمان که مشغول یادگیری وردپرس بودم، از ایدهی طراحی سایت به سمت چنل یوتیوب شیفت کردم و مشغول تولید محتوا برای یوتیوب شدم. در عین حال بعد از تلاش و پیگیریهایی که توی لینکدین داشتم با 3 شرکت به توافق رسیدم برای تولید محتوا که همین هفته اولین واریزی در این زمینه قراره به حسابم بیاد. اینجوری نیست که الان هم مثل روزهای اول سال به آینده خوشبین باشم، اما میتونم بگم که توی شرایطی هم نیستم که سگ سیاه افسردگی پاچهمو گاز بگیره و زمینگیرم کنه! این شرایط بیشتر شبیه پذیرشه و قبول کردن اینکه اوضاع فاجعهس ولی خب قراره با همین وضع قهوهای هم زندگی کنم!طی 2 روز اخیر هم اینستاگرام پر شده از واکنشها به خودکشی کیومرث پوراحمد که نویسندهی «قصههای مجید» بوده. تا 3 روز پیش کسی اصلا این آدم رو نمیشناخت! آخرین باری که قصههای مجید رو تماشا کردیم هم معلوم نیست چند سال پیش بوده! بعد حالا همه ناراحت شدن که ایشون توی 74 سالگی به دلیل «پوچی و ناامیدی از آینده» خودکشی کرده. چه آیندهای آخه مرد حسابی؟؟ تو توی 74 سالگی چه آیندهای توی ذهنت بوده؟ ما با این سن چی بگیم؟ این حجم از واکنشها نسبت به چنین اتفاقی واقعا مسخره به نظر میاد

برچسب: نویسنده: مهدی امینی تاريخ: دوشنبه 21 فروردين 1402 ساعت: 11:00

«سیستمهای پیچیده اجازه کمکردن فعالیت را نمیدهند و همه از سیستم محافظت میکنند. نظام بانکی ذخیره مازاد ندارد. در یک محیط معمولی، بانکها هر روز ورشکست میشوند، اما در یک سیستم پیچیده میل به تجمع پیرامون واحدهای قدرتمند وجود دارد. همه بانکها یک بانک میشوند به طوری که همه با هم ورشکست میشوند.»او با دلسردی اشاره میکند: بانکها از دو راه پول درمیآورند. یکی از راه بهرههایی که از حساب جاری ما میگیرند و دیگری بابت خدماتی که به ما ارائه میکنند. این پول بیدردسر و مطمئنی است. البته آنها ریسک هم میکنند، ریسکهای بزرگ، با دادن وامهای کلان، رهنها، ابزارهای مشتقه و هر گونه حقه و کلک عجیب و غریب دیگری که به ذهنشان بیاید. «بانکها هرگز یک سنت هم از این راه به دست نیاوردهاند حتی یک سنت. آنها با این کار برای مدتی سود میکنند، اما بعد همه چیز را در یک سقوط بزرگ از دست میدهند.»«دولتها و سیاستگذاران، دنیایی که ما در آن زندگی میکنیم را نمیفهمند، بنابراین اگر کسی هست که میخواهد این جهان را نابود کند، این بانک مرکزی انگلیس است که شرکت «نورترن راک» را نجات میدهد. بزرگترین خطر برای جامعه انسانی از سوی کارمندان دولتی است که در محیطهای این چنینی کار میکنند. آنها در تلاش برای کنترل محیط زیست بشر نمیفهمند که پیوند بین عمل و پیامدهای آن میتواند بسیار خطرناک باشد. کارکنان نظام دولتی میگویند لازم است پیشبینیهایی انجام دهند، اما مسوولیت ناپذیری کاملی است که مردم را مجبور کنید به شما متکی باشند بدون اینکه به آنها بگویید شما چقدر بیصلاحیت و نالایق هستید.»بانکها ورشکست میشوند، اما بانکدارها با کاربرد مدلهای بیمصرفشان هنوز هم حقوقها و پاداشهای میلیونی میگیرند.طالب معتقد به خ

برچسب: نویسنده: مهدی امینی تاريخ: دوشنبه 21 فروردين 1402 ساعت: 11:00

از مزایای دید و بازدیدهای عید اینه که فرصت میشه همهی فامیل از لحظهی تحویل سال کنار همدیگه جمع بشن و تا چند روز کنار همدیگه باشن. میتونن دستهجمعی از خونهی این یکی به خونهی اون یکی و از خونهی اون یکی به خونهی اون یکی دیگه برن. این کنار هم بودن زمان خوبی رو در اختیار همه قرار میده برای خیلی چیزها از جمله بحث و دعوا و یادآوری گله و شکوه و دلخوریهای قدیمی!دیالوگها لحظهی تحویل سال در حین روبوسیها:سال نو مبارک ایشالله سال خوبی داشته باشین و ...خب دیگه الان وقت عیدی گرفتنهدیالوگها قبل و بعد از نهار روز اول:شما هم طرح آخر ایرانخودرو ثبت نام کردین؟ حساب وکالتی چی شد؟ ما که هرچی نوشتیم اسممون درنیومد. اینقدر تفاوت قیمت بازار آزاد و ثبتنامها زیاده که همه ثبتنام میکنن. مبارکه پس شما طرح خودرو فرسوده براتون دراومد؟دیالوگها قبل و بعد از شام روز اول:طلا چقدر گرون شده. الان سکه چنده؟ تو این وضعیت خرید حلقه و سرویس طلا و ... چقدر سخت شده. آدم خوبه تو این روزا فقط طلای آب شده بخره...دیالوگها قبل و بعد از نهار روز دوم:چقدر خونهتون قشنگ شده مبارکه. مبل و پردهها رو هم عوض کردین دیگه نه؟ یخچال و لباسشویی رو از کجا خریدین؟ قسطی هم که میدن. با این قیمتای الان که ساعت میزنه کی میتونه به جز قسطی خرید کنه؟دیالوگها قبل و بعد از شام روز دوم:الان توی بورس هم سهام داری؟ امسال با این قیمت دلار به نظر میاد بورس رشد خیلی خوبی بکنه. چه سهمایی داری؟دیالوگها قبل و بعد از نهار روز سوم:اون سال میخواستیم بیایم خونهتون زنگ زدیم جواب ندادین. اون روز سر فلان قضیه دهنتونو برای ما کج کردین! فلان شب فلان شد ...وقتی بحثهای معمولی تموم میشه اونوقت حرفی نمیمونه به جز یادآوری دلخوریهای قدی

برچسب: نویسنده: مهدی امینی تاريخ: يکشنبه 6 فروردين 1402 ساعت: 21:01

وقتی بازارها رو به بالا میروند این بالا رفتنها با مقادیر اندک اتفاق میافتد، اما وقتی بازارها سقوط کنند معمولا از یک قوی سیاه آسیب میبینند و به نحو چشمگیر و پرسروصدایی سقوط خواهند کرد.کتاب اول او، «اقدامات احتیاطی پویا، مدیریت آپشنهای معمولی و غیرعادی»، در سال ۱۹۹۷ به بازار آمد. او دیگر از کسوت یک معاملهگر محض، یا به گفته خودش «آدم کمی» (تحلیلگر کمیتها، کسی که از ریاضیات پیشرفته و آراسته برای تصمیمات سرمایهگذاری استفاده میکند) بیرون آمده بود، تا متفکری بشود که خودش میخواست باشد. او با استفاده از دریایی از اطلاعات وسیع که از بازارها به دست میآورد و ترکیبکردن آنها با درک موشکافانه معرفتشناختی، به مطالعه چگونه و چه میدانیم پرداخت، تا سنتزی یکه از دنیای مدرن شکل دهد.«مردم به من میگویند اگر اقتصاددانان تا این حد نالایقند؛ چرا مردم به آنها گوش میدهند؟ من میگویم. آنها گوش نمیدهند، آنها فقط دارند به پرندگان یاد میدهند چگونه پرواز کنند.»او کارش را بلد است و حق به جانببودن را حفظ میکند.آنچه او میداند خوب بهنظر نمیرسد. بحران وامهای کماعتبار به پایان نرسیده و میتوانست بدتر از این باشد. «آمریکا بزرگترین ریسک مالی است که شما میتوانید فکرش را بکنید.»نکته اصلی این است که ما دنیایی ساختهایم که نمیتوانیم آنرا بفهمیم. جایی وجود داشت که او آنرا «بینابینستان» مینامد. این جایی بود که انسانهای اولیه زندگی میکردند. بیشتر حوادث در دامنه بسیار باریکی از احتمالات روی میداد، درون توزیع احتمال زنگی شکل که هنوز هم به دانشآموزان آمار درس داده میشود. ولی ما اصلا آنجا زندگی نمیکنیم. ما در «افراطستان» زندگی میکنیم، جاییکه قوهای سیاه بهسرعت زاد و ولد میکنند، جای

برچسب: نویسنده: مهدی امینی تاريخ: يکشنبه 6 فروردين 1402 ساعت: 21:01

صفحه بندی